أبو القاسم جنيد الشيرازي ( مترجم : عيسى بن جنيد الشيرازي )
307
شد الإزار في حط الأوزار عن زوار المزار ( مزارات شيراز ) ( ملتمس الأحباء ) ( تذكره هزار مزار ) ( فارسى )
و ديدم كه آن درويش جان تسليم كرد در حال كلمح البصر . پس فرشتگان گفتند او همچون چراغى بود كه وانشانديم و مثل اين بسيار است و در كتب مسطور است در قطع علائق و عوايق نسبت به اولياء الله « 123 » و بديع نيست . وفات شيخ مذكور در سال ششصد و پنجاه و يكم بود و او را دفن كردند در بقعه خود رحمت الله عليه . امير محمد بن عبد الله « 124 » مردى شريف و فاضل بود كه رعايت عهد خداى ميكرد و ميگويند شيخ روزبهان معتقد او بود و به زيارت او ميرفت و ميفرمود كه حال وى راست و استقامت افعال او راستست و بر سر قبر او لوحى است كه بر آن نوشته است كه اوحد زمان و امجد اوان خود بوده است و تاريخ وفات او از آن لوح فوت گشته « 125 » . شيخ نجم الدين سردوز « 126 » پسر شيخ محمد زاهد است كه ذكر وى از پيش رفت « 127 » عالمى عامل ، بارع و متورع بود كه وعظ ميفرمود در بقعه خود و نصيحت خلق ميكرد و او را قبول بود در دلها و وقعى داشت در خاطرها و منبرى بزرگ بساخت و بنهاد « 128 » و صاحب معاملات معنويه گشت و ميگويند كه مولانا مجد الدين يحيى بن اسمعيل « 129 » فرموده
--> ( 123 ) - مسطور فى الكتب عن غيره و ليس بيدع من اولياء الله تعالى ( شد الازار ) . ( 124 ) - الامير محمد بن عبد الله الطوسى ( شد الازار ) . ( 125 ) - جها : محو گشته . ( 126 ) - الشيخ نجم الدين محمود بن محمد بن ابى القاسم المعروف بسردوز ( شد الازار ) . ( 127 ) - موضوع پسر شيخ محمد زاهد بودن صاحب ترجمه در شد الازار نيامده است . ( 128 ) - بنى بناء رفيعا و نصب فيه منبرا شريفا ( شد الازار ) . ( 129 ) - به ظن غالب بلكه تقريبا بنحو قطع و يقين مراد قاضى ركن الدين يحيى بن اسمعيل بن نيكروز فالى سيرافى است از مشاهير قضاة فالى شيراز و متوفى در سنهء هفتصد و هفت ، وى ممدوح سعدى و معاصر با صاحب تاريخ وصاف بوده و مكرر ذكر او در اين كتاب اخير آمده و عصر او كاملا با عصر صاحب -